تبلیغات
@@نفس های بی هدف@@
تاریخ : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 | 10:20 ب.ظ | نویسنده : sniper

 

1. اگه یه روز کنترل ذهن آدما رو بهت بِدَن از این فرصت چطوری استفاده میکنی؟

2. به نظرت روح ما قبل از اینکه تو جسم ما باشه وجود داشته؟

3. مهمترین چیز تو زندگیت چیه؟

4. انسان پیشرفت میکنه که به کجا برسه؟

 



تاریخ : چهارشنبه 16 فروردین 1391 | 10:05 ق.ظ | نویسنده : sniper

 

 

گفتم : خدایا از همه دلگیرم !

                                                    گفت : حتی از من !

گفتم : خدایا دلم را ربوده !

                                                 گفت : پیش از من !

گفتم : خدایا چقدر دوری !

                                              گفت : تو یا من !

گفتم : خدایا تنهاترینم !

                                             گفت : پیش از من !

گفتم : خدایا کمک خواستم !

                                                      گفت : به غیر از من !

گفتم : خدایا دوستت دارم !

                                                   گفت : بیشتر از من !

گفتم : خدایا اینقدر نگو من !

 

 

 @@  گفت : تو از منی و من تو هستم @@

 

 



تاریخ : یکشنبه 28 اسفند 1390 | 11:17 ق.ظ | نویسنده : sniper

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net


بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است

 

و در آخر:

 

دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزو مندم



تاریخ : جمعه 21 بهمن 1390 | 03:40 ب.ظ | نویسنده : sniper

بـــی خَبــری بـی پـــایـــان تــَـریـن خَبــــری استـــ

کـِــه ایــن روزهــــا از تــــو مــی رِسـَـد......

 

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net
 

عشق ِ من لکه ی آفتابی ست ، که بر فرشی افتاده

 با شست و شو نمی رود  

فرش را برداری ، نمی رود

پنجره را ببندی ، نمی رود

پرده را کلفت تر بگیری ، نمی رود  

این لکه وقتی می رود ، که خورشیدم رفته باشد

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net
 
 

دیگَـــَر هـَــواى بــرگـردانتـــ را نــَـدارم

هـَــرجـا كِـه دلتـــ مى خـــواهــد بُـــرو

فـقــط آرزو مـى كــُنــم

وَقتــى دُوبــاره هـَواى ِ مـن بــهـ ســـَرت زد

آنقــَدر آسمـان ِ دلتـــ بگــیرد كــِه

بــا هـِـزار شبــ گــِـریـه آرام نگـــیرى

وَ اَمـا مــَن

بــَركــِه نـمى گـــَردم هــــ ـــــــیچ

عَطـــر ِ تنـَــــم را هــَـم

از کـوچــــه هـای پشـــت سرم جمـــع می کنــم

کـهـ لـَــم ندهـــی روی مبــــل های راحتــــی

با خــاطــــِـــره هایـم قَـــدم بـــزنی

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net
 

مــــــــــــرد است دیگر

گاهی تند می شود گاهی عاشقانه می گوید

مـــــــــــــرد است دیگر

غرورش آسمان و دلش دریاست

تو چه می دانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد

تو چه می دانی که چشمانت دنیای او شده

تو چه می دانی از هق هق شبانه او که فقط خودش

خبردارد و بالشش؟

مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد

می فهمد

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net
 

ایـن دَردی کِــه مَــن مـی کِشــم، دَرد ِ بـی تــو بــودنــ نیستـــ

تـــاوان بـــا تـــو بـــودن استـــ ...!!!

 

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net
  

آدمی غــــــرورش را خیلی زیاد

شاید بیشتر از تمـــــــام داشتــه هــــایــش دوست می دارد

حالا ببین اگر خودش، غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو ، نادیده بگیرد ،

چه قدر دوســتت دارد !

 

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

نیـازمـندی هـای فـــوری

بـه یـک دلـیل ِ خـوب بـرای ِ زنـدگـی کـردن

 نیـازمـندم ........؟؟ 

 

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net
 

دیـشبـــ

قصـــه ات را

بــــرای کســـی می گفتــمــ ؛

بـــاز دوبـــاره

عـــاشقـتـــ شــدمـ ....  



تاریخ : شنبه 1 بهمن 1390 | 05:37 ب.ظ | نویسنده : sniper




Last night I saw it there

shining in the dark again

The light that all men seem to fear

They say that sailors were drowning in the bay

And people kept away

Waiting for the riches that a wreck would bring

When the morning comes

And on and on that light returns again

To haunt the ones who would not hear the pain



I took the old path down

climbing over rocks and stones

The place I knew when I was young

And in my fear I had to carry on

Where no-one else had gone

Looking in the heart of darkness from above

To the man inside

I took my chance and set off for the light

And started the journey of my life



And in the darkest hour that light was calling me

Through the doorway to another world

And there below me I saw all the days of my life

Till the moment I stood on the shore

Worlds away, this was my destiny

To be back here in another time

And all around me I saw the faces that I knew

Reaching out, "there is nothing to fear,"

Worlds away

Come with me



Last night I saw it there, shining in the dark again

The light that all men seem to fear



Come with me, come with me

come with me


ترجمه تو ادامه مطلب

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 29 آذر 1390 | 09:57 ق.ظ | نویسنده : sniper

این عکس 4 تا هلوی معروف خارجی

خیلی خوشگلن پس هواتونو داشته

باشین که عاشقشون نشین چون

دستتون بهشون نمیرسه

فقط یه چیزی این عکس 18+

پس موقع دیدن با جنبه باشین



ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 25 مهر 1390 | 09:19 ب.ظ | نویسنده : sniper

 

سلام ما به خاک کربلای تو

سلام ما به کربلای پربلای تو

سلام ما به جسم پاره پاره ات

سلام ما به زخم چون ستاره ات

سلام ما به زخم تیر سینه ات

سلام ما به لعل خشک تشنه ات

سلام ما به وداعِ با سکینه ات

سلام ما به جسم چاک چاک تو

سلام ما به داغ قلب پاک تو

سلام ما به سعی و هم صفای تو

سلام ما به مهر و هم وفای تو

سلام ما به آن وداع آخرت

سلام ما به سوز قلب خواهرت

سلام ما به مهربان برادرت

سلام ما به شاهزاده اکبرت

سلام ما به قاسم و حُر و حبیب

سلام ما به حلق چاک اصغرت

سلام ما به..............

 



تاریخ : دوشنبه 25 مهر 1390 | 09:08 ب.ظ | نویسنده : sniper

بازی

تمام سال من بی تو پر از سوز زمستونه

صدای خندرو هیچکس نمیشنوه از این خونه

تو رفتی و نگاه من یه دریا درد و غم داره

یکی انگار توی سینم گل یئس داره میکاره

بی تو قلبِ جهنم هم مثل خونه واسم سردِ

با اون حالی که تو رفتی محال بازی برگرده

دارم یخ میزنم بی تو تا فرصت هست آخه برگرد

تو این سرمای تنهایی نمیشه حفظ ظاهر کرد

جای خالی تو داره همه دنیامو میگیره

بی تو آسون ترین کارام واسم سختو نفس گیره

بی تو هم صحبت شبهام همین چهار گوشه دیواره

بی تو این سقف هم سقف نیست ازش دلتنگی میباره

 

واسه یکی از دوستای گلم که خودشون میدونن این شعر داداش سیاوشمو نوشتم

خودشون فکر نکنم بدونن که من نه از ریا و نه دورویی باهاش دوستم

چون خیلی خیلی واسم عزیز نمیخوام از دستش بدم چون 

بدون اون احساس تنهایی میکنم وقتی باهاش به یه آرامش خاص میرسم

برخلاف کسایی که فکر میکنن با یه دختر به آرامش میرسن ولی من میگم

با دوستی با یه پسرهم میتونن به آرامشی حتی بالاتر از دوستی با یه دختر برسن

و اونایی که فکر میکنن من چرتو پرت میگم باید بگم واسه ذهن کُندِشون متاسفم

 

 



تاریخ : پنجشنبه 17 شهریور 1390 | 12:18 ب.ظ | نویسنده : sniper

                  

                     میشود رنگ نگاه یاس را   با نگاه آبیت پیوند داد 

 

میشود در باغ همپای نسیم  به شقایق یک سبد لبخند داد

 

میشود با بال سرخ عاطفه   تا فراسوی افق پرواز کرد

 

میشود با یاری حسی لطیف  عشق را با یک تپش آغاز کرد

 

میشود در بیکران آسمان   شعر سرخ یک شقایق را سرود

 

میشود در مرز یک آشفتگی  جان فدای غنچه ای تنها نمود

 

میشود با دستی از جنس بهار   تک تک پروانه ها را تاب داد

 

میشود با جرعه ای از اشک شوق   باغ سرخ لاله ها را آب داد

 

میشود با یک نگاه ماندگار   از طلوع شهر رویا شعر گفت

 

میشود گلهای دل را آب داد   میشود تا آبی دریا شگفت

 

میشود در جاده های آرزو   مثل بید پاک و مجنون تاب خورد

 

میشود قویی غریب و تشنه بود   از لب دریاچه ی دل آب خورد

 

میشود از شهر پاک پنجره   سوی حسی ماندنی پرواز کرد

 

میشود همبازی پروانه ها شد   برگهای لادنی را ناز کرد

 

میشود یک شاخه گل را هدیه داد    میشود با خنده ای پایان گرفت

 

میشود یک لکه ابر پاک بود   میشود آبی شد و پایان گرفت

 

پس بیا دنیای پاک قلب را    جایگاه رویش گلها کنیم

 

با نگاهی روح را زنگ زنیم   با تبسم خانه را زیبا کنیم

 

معنی این حرفا یعنی بیا

از تمام کینه ها عاری شویم

 

زخم یک پروانه را درمان کنیم   در کویر سینه ای جاری شویم

    

 



تاریخ : دوشنبه 7 شهریور 1390 | 05:32 ب.ظ | نویسنده : sniper

 

 

منم مثل تو مات این قصه ام

 

تو هم مثل من امشبو دعوتی

 

درست تو همین ساعت و ثانیه

 

سزاوار زیباترین رحمتی

 

تو این حس و حال عجیب و غریب

 

دو تا بال میخوای که رو شونته

 

تو از هر مسیری بری می رسی

 

تو از هر دری بگذری خونته

 

از این سفره ها معجزه دور نیست

 

ببین دست دنیا تو دست منه

 

دعا میکنم تا اجابت بشه

 

دعا میکنم چون دلم روشنه

 

من از عشق بارون به دریا زدم

 

به بارون و به آسمون دعوتی

 

چه مهمونی با شکوهی شده

 

تو این لحظه هایی که هم صحبتیم

 

من از عشق بارون به دریا زدم

 

به بارون و به آسمون دعوتی

   

 چه مهمونی با شکوهی شده تو

 

این لحظه هایی که هم صحبتیم

 



تاریخ : سه شنبه 25 مرداد 1390 | 11:24 ق.ظ | نویسنده : sniper

 

در آن روزها , حتی یک سلام به یکدیگر دل دختر را گرم میکرد .او که ساختن  ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزگ  می انداخت . دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت : پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت .

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول  تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول  تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول 

دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد , چشمانش به باریکی یک خط میشد .

    تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول    تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول   تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول   

در 19 سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت . یک شب هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند و یا تلفنی با آنها حرف میزدند , دختر در سکوت به شماره ای که از مدتها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد . آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول 

روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد را رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند , پذیرفته شود در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.

  تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول
دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول
دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.

    تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول   تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول     تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول     
زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.

        تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول       تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول        تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول       تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول          
ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت , پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.

        تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول
زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.

  تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول         تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول       
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.

  تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول
مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من نگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول         تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول            
 مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟

        تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول
مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول   تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول   تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول   تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول   تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول   تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول   تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول       
پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟
پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟
کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود::

       تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول
معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد.

         

راستی نظر یادتون نره....................



تاریخ : دوشنبه 17 مرداد 1390 | 03:16 ب.ظ | نویسنده : sniper

 تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

خدایا خوشحالم که میتوانم از ستاره ها بالاتر بنشینم و با تو حرف بزنم , خوشحالم که میتوانم شانه به شانه کلمات راه بروم و مهتاب را لمس کنم و بهترین شعرهایم را با صدای بلند برایت بخوانم / خدایا , ماه را تو روشن میکنی و راه را تو نشان میدهی / پرنده های دوره گرد را تو به مقصد میرسانی و میوه های نارس را تو میپرورانی /

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

دریا بخاطر تو آبی است و کوهستان برای دیدن تو به پا خواسته است / خدایا باران گریه چه کسی است؟ گل سرخ عطر چه کسی را دارد وخورشید برق نگاه کیست؟ من در کدام طبقه آسمان پا به عرصه وجود نهاده ام ؟ و آخریم شعرم را برای چه کسی خواهم سرود؟

                  تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

خدایا, مرا در پیراهن کودکی ام ببین و در کنار آینه ها بنشان و دستهایم را از صدف سوال پر کن / خدایا, هیچگاه از من مپرس چرا دیر آمده ام چرا مشقهایم را روی دیوار روزگار ننوشته ام و چرا به سپیده دم سلام نگفته ام / خدایا, همه ی خوبیها را به من

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

عطا کن و سنگ های سرسخت را از سر راهم بردار و یکی از درهای سرسبزت را برویم باز کن / خدایا, ای آن که ابرهای کبود به یاد تو در آسمان راه میروند و ای آن که زیباتر از تو کسی نیست , به داد دلهایی برس که برایشان فریادرسی نیست / خدایا, از

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

 عشق تو پلی میسازم که مرا به تو برساند , از نام تو خانه ای بنا میکنم که پای هیچ       طوفانی به آن نرسد و از نگاه تو صبحی دیگر میافرینم که خخخخخخخخخخخووووووورررررششششییییییدشششششش هرگز غروب نکند!

                   تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

من آن نی ام که حرام از حلال نشناسم

شراب با تو حلال است و بی تو

@@@حرام@@@



تاریخ : شنبه 8 مرداد 1390 | 03:10 ب.ظ | نویسنده : sniper

گاه نومیدم و گاه امیدوار

گاه آرامم و گاه بی قرار

گاه میخندم و دلم شاد است و گاه

خسته ام و لبریز از اندوه

گاه رو بر یک شقایق میکنم

شکوه از این قلب عاشق میکنم

گاه میگویم که سهمم این نبود

آه از این چشم انتظاری ها چه سود؟

کاش این چشم انتظاری ها نبود

 کاش این بیقراری ها نبود

گاه گاهی پشت پلک پنجره

میشوم خیره به باغ خاطره

با خودم میگویم که آخر یک سحر

باز میگردد عزیزم از سفر

چشم من روشن به رویش میشود

ٌٌٌخانه پر از رنگ و بویش میشودًًًً

 



تاریخ : چهارشنبه 5 مرداد 1390 | 09:54 ق.ظ | نویسنده : sniper

میخواهم برایت بهترین دوستی

باشم که تا کنون داشته ای

میخواهم که گوش جان به

سخنانت بسپارم / حتی اگر

در مشکلات خود غرق شده باشم.

آن گونه که هیچ کس تا کنون چنین

نکرده , میخواهم هر زمان که مرا

طلبیدی در کنارت باشم / نه اکنون

بلکه هر زمان که خودت میخواهی.

میخواهم رفیق شفیقت باشم

میخواهم تو را به اوج برسانم.

خواه توانش را داشته باشم

خواه نداشته باشم.

میخواهم به گونه ای با تو

رفتار کنم که گویی اولین روز

تولد توست / نه در آن روز خواص

بلکه تمام روزهای سال.

به حرفهایت گوش خواهم داد

نصیحتت میکنم / هم بازی ات

میشوم و گاهی اوقات میگذارم که

برنده شوی .

در کنارت میمانم آن زمان که آهنگ نبرد کنی

در کشاکش مبارزه با زندگی برایت دعا میکنم

میخواهم برایت بهترین دوستی باشم که

تا کنون داشته ای/ امروز / فردا و فرداهای

دیگر تا آخرین لحظه حیاتم بهترین دوستت

میمانم........میگویی چرا؟

!زیرا تو برایم بهترین دوست هستی که داشته ام!

 



تاریخ : یکشنبه 2 مرداد 1390 | 12:01 ب.ظ | نویسنده : sniper

 نه امیدی كه بر آن خوش كنم دل

نه پیغامی نه پیك آشنائی

نه در چشمی نگاه فتنه سازی

نه آهنگ پر از موج صدائی

 

ز شهر نور و عشق و درد و ظلمت

سحرگاهی زنی دامن كشان رفت

پریشان مرغ ره گم كرده ای بود

كه زار و خسته سوی آشیان رفت

 

كجا كس در قفایش اشك غم ریخت

كجا كس با زبانش آشنا بود

ندانستند این بیگانه مردم

كه بانگ او طنین ناله ها بود

 

به چشمی خیره شد شاید بیاید

نهانگاه امید و آرزو را

دریغا، آن دو چشم آتش افروز

به دامان گناه افكند او را

 

به او جز از هوس چیزی نگفتند

در او جز جلوه ظاهر ندیدند

به هر جا رفت در گوشش سرودند

كه زن را بهر عشرت آفریدند

 

شبی در دامنی افتاد و نالید

مرو! بگذار در این واپسین دم

ز دیدارت دلم سیراب گردد

شبح پنهان شد و در خورد بر هم

 

 چرا امید بر عشقی عبث بست؟

چرا در بستر آغوش او خفت؟

چرا راز دل دیوانه اش را

به گوش عاشقی بیگانه خو گفت؟

 

چرا؟ ... او شبنم پاكیزه ای بود

كه در دام گل خورشید افتاد

سحرگاهی چو خورشیدش برآمد

به كام تشنه اش لغزید و جان داد

 

به جامی باده شورافكنی بود

كه در عشق لبانی تشنه می سوخت

چو می آمد ز ره پیمانه نوشی

به قلب جام از شادی می افروخت

 

شبی ناگه سرآمد انتظارش

لبش در كام سوزانی هوس ریخت

چرا آن مرد بر جانش غضب كرد؟

چرا بر ذره های جامش آویخت؟

  

كنون، این او و این خاموشی سرد

نه پیغامی، نه پیك آشنائی

نه در چشمی نگاه فتنه سازی

نه آهنگ پر از موج صدائی



تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2